شمارهٔ ۱۳۴ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
رسم ایران است یا اهل فرنگ
با بدان یکرنگ و با خوبان دورنگ
با بدان خوبی و با خوبان بدی
شیوه گرگ است و رفتار پلنگ
شهرت درویشی و دام و کمند
نام فقر و وضع ششلول و تفنگ
کیست آن درویش کودارد گذشت
از زنان شوخ و وز طفلان شنگ
کیست آن درویش کو، هرگز نبود
در پی . . . فراخ و . . . تنگ
ای بسا اسب همایون تیزتک
روز پیری کمتر از یابوی لنگ
دوستان را دشمن ناموس و نام
دشمنان را دوست با ادبار ننگ
ای بسا بهمن بکام اژدها
وی بسا یونس گرفتار نهنگ
دانمت آخر پشیمان می شوی
پای امیدت خورود روزی بسنگ
نیست این آئین درویشی حق
کار الواط است این کار جفنگ
هر که خود نشناخت نشناسد خدا
بنده نفس است و خودخواه و دورنگ
شخص نابینا نبیند راه و چاه
هر چه داند خویش را چست و زرنگ
می نشاید غره شد «حاجب » به خویش
بخت چون برگشت زد آئینه زنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد رفتارهای اجتماعی و تضادهای انسانی میپردازد. او از مردم میگوید که با بدیها یکرنگ و با خوبیها دورنگاند، مشابه رفتار گرگ و پلنگ. همچنین به درویشی اشاره دارد که در پی گذشت و خیرخواهی نیست و درواقع به ظاهر خود را درویش مینمایاند. او از دروغین بودن فقر و تظاهر به درویشی انتقاد میکند و میگوید انسانها به خاطر منافع خود به دشمنان دوست و دوستان را دشمن تبدیل میکنند. شاعر به این نکته اشاره میکند که انسانها در واقع خود را نمیشناسند و بیشتر در دام نفس و خودخواهی خود گرفتارند. در نهایت، او تأکید میکند که افتخار به خود و غرور نسبت به موقعیت بیپایه است، چرا که تقدیر ممکن است ناگهان تغییر کند.