نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما خرابات نشینان همه همرنگ همیم

در نهان عین وجودیم و به ظاهر عدمیم

کارفرمای بلاعزل قضا و قدریم

راه پیمای بیابان حدوث و قدمیم

بسر مرده دلان و به ره گمشدگان

خضر فرخ قدم و عیسی فرخنده دمیم

کو سکندر چه شد آئینه کجا جم کو جام؟

ما، هم آئینه اسکندر، و هم جام جمیم

واقف سر وجودیم و به گیتی سمریم

عالم علم علیمیم و به عالم علمیم

گر گدائیم و فقیریم و پریشان و حقیر

منبع جود و عطا بحر سخا و کرمیم

«حاجب » آسا دو سه جام از می توحید زدیم

زانکه درویش نکوکیش همایون رقمیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره هم‌نشینی و هم‌رنگی افرادی است که در ظاهر به عنوان انسان‌های عادی و بی‌ارزش دیده می‌شوند، اما در باطن دارای وجود و حقیقتی عمیق و معنوی هستند. شاعر به وجود خود و قدرت‌های نهفته در آن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که با وجود اینکه ممکن است فقیر و ناتوان به نظر برسند، منبع فراوانی از جود و کرم هستند. همچنین از معصومیت و شخصیت‌های بزرگی مثل خضر و عیسی یاد می‌شود که نمایان‌گر رحمت و هدایت‌اند. در نهایت با تأکید بر اهمیت توحید، به معنای عمیق وجود و عشق اشاره دارد.