نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

شد فصل دی و صفای بستان

از لاله رخی پیاله بستان

بستان چو بهشت عدن شد باز

در باغ خرام از شبستان

در گلشن قدس گلبن فیض

بخرام چو سرو در گلستان

رندان جهان بحق سرآیند

شرح غم و عشق ما بدستان

ادریس که شد به خلق استاد

شاگرد تو بوده در دبستان

از تو همه صدق و رحم و انصاف

وز ضد تو کذب و مکر و دستان

شیری تو، به نیستان وحدت

ناشسته دهان ز شیر پستان

. . . و زبان هوشیاریست

از مست دوای هوش مستان

گل قند لبت دوای دلهاست

عناب چه حاجت و سه پستان

مستان تو «حاجبا» توانند

آورد بهار در زمستان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در فصل دی، زیبایی بستان به اوج خود رسیده و بهشت عدن را تداعی می‌کند. باغ پر از گل و درختان زیباست که در آن رندان به عشق و غم خود می‌پردازند. ادریس، که معلمی بزرگ است، نشان دهنده صداقت و انصاف است و در مقابل او، کذب و فریب وجود دارد. او به مانند شیری در نیستان وحدت است و هوش و آگاهی را نمایندگی می‌کند. لبخند و شیرینی لب او، مایه درمان دل‌هاست و بهار را در دل زمستان به ارمغان می‌آورد.