شمارهٔ ۵۴ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست
وز شمس و قمر جز تو نشان و اثری نیست
مادر مگرت بود قمر، شمس پدر زانک
غیر از تو، به حق شمس و قمر را پسری نیست
قدت شجر طیبه حسنت ثمر اوست
طیب شجری چون تو و طاهر ثمری نیست
در زیر و زبر معنی شمس و قمری تو
خالی ز تو یک نقطه زیر و زبری نیست
در عالم جان سیر و سفر کن ز تنستان
چون بهتر از این مرحله سیر و سفری نیست
در مرحله عشق تو بی پا و سرانند
پیش سر و پای تو به خط پا و سری نیست
از مخبر صادق شنو احوال جهان را
اینجاست خبرها که در آنجا خبری نیست
اندر پی دیدار تو صاحب نظرانند
نزد رخ زیبای تو صاحب نظری نیست
گر هست قضا و قدری از قلم تست
ور نیست چنین هیچ قضا و قدری نیست
شد نیشکر از خامه «حاجب » شکرستان
بهتر ز نیِ خامه او نیشکری نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و توصیف محبوبی میپردازد که وجودش از هر چیزی دیگر در عالم مهمتر است. شاعر تأکید میکند که در عالم آفرینش، خورشید و ماه فقط به خاطر محبوبی که او است، ارزش دارند و هیچ نشانی از آنها بدون او وجود ندارد. او به قدس و زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز به اندازهی او طیب و خالص نیست. نقیضههای دیگری در شعر اشاره به سفر روحی و عشق دارد که در آنجا هیچ چیز جز عشق و محبت معنی ندارد. در نهایت، شاعر به مقایسه زبان و قلم میپردازد و میگوید که هیچ چیز از قلم او بهتر نیست، بهویژه وقتی که به وصف محبوب میپردازد. این شعر تأکید بر عشق و محبوبیت بیمثال دارد.