شمارهٔ ۷۳ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
ای رخت آئینه مظاهر معبود
وی سر کویت صفای کعبه مقصود
قلبه نمائیست کعبه از ره تحقیق
طاق دو ابروی تست قبله مسجود
آنکه کشد یوسف عزیز، به بازار
عشق زلیخاست نی دراهم معدود
درپی دنیا برفتی ای دل دانا
غیب شهود است زانکه پیش تو مشهود
باد ز بنیان برد بساط سلیمان
تیر قضا بگذرد ز جوشن داوود
آیت یا نار خواند بلبل ازیراک
گل چو خلیل است لاله آتش نمرود
جز سرو جان نیست بر کفم پی ایثار
غایت جود است هر چه حاضر و موجود
ذوق سخن مرد را نشان کمال است
درد کند آشکار رایحه عود
شعر تو «حاجب » کند صفات تو ثابت
بخت تو مسعود باد و ذات تو محمود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و مقام معشوق اشاره دارد و او را به عنوان تجلی معبود معرفی میکند. شاعر با استفاده از نمادهایی چون کعبه و یوسف، عشق و زیبایی را توصیف میکند و به غنای روح و دلسپاری به معشوق اشاره دارد. او از دلبستگی به دنیا میگوید و به اصل وجود و حقیقت اشاره میکند. در عین حال، زیبایی و کمال سخن را به عنوان نشانههای رشد و کمال انسانی مطرح میکند. شاعر در پایان به سرنوشت و بخت خوب معشوق خود اشاره میکند و او را ستایش میکند.