شمارهٔ ۸۱ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر، رعیت را، به ظاهر لطفِ شه میپرورد
خود، رعیت پادشه را با سپه میپرورد
پرورد خورشید مه را، نزد دانا روشن است
حسن روی یار من خورشید و مه میپرورد
موی تو شام ابد روی تو چون صبح ازل
صبح روشن از چه رو، شام سیه میپرورد؟
خط و خالت را سواد است از شعاع عارضت
آری آری برق در، دریا شبه میپرورد
خاکساری بین که غیر از مادر آگاه خویش
کس ندیدم گوهری در خاک ره میپرورد
گر ترحم میکنی درویش را منت منه
کاین ثواب بیریا چندین گنه میپرورد
نیست پروا، مرد را «حاجب» ز دهر بیثبات
دهر بیپروا، تباه است و تبه میپرورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشان میدهد که چگونه عشق و محبت، در سطوح مختلف، باعث پرورش و رشد انسانها میشود. شاعر به رابطه بین رعیت و پادشاه اشاره میکند و بیان میکند که هر دو به نوعی یکدیگر را پرورش میدهند. همچنین، او ویژگیهای زیبای معشوق را به خورشید و ماه تشبیه میکند و از تأثیر این زیبایی بر دیگران میگوید. در ادامه، شاعر به تضادهای زندگی اشاره میکند و میگوید که زمان بیثبات و مشکلات آن باعث انقراض و تباهی میشود. او همچنین تأکید میکند که کمک به نیازمندان بدون اینکه انتظار پاداش داشته باشیم، فضیلت بزرگی است. در نهایت، بیان میکند که شناختهای عمیق و ارزشهای واقعی را تنها میتوان از دل خود و از عشق به دیگران دریافت کرد.