شمارهٔ ۸۲ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا میکرد
کاش بر صفحه نظم تو تماشا میکرد
نظم و نثر تو یقین آب حیات ابد است
که سکندر، دمی از خضر تمنا میکرد
طوطی از خامه تو شکر انشا میخورد
بلبل از نامه تو خواهش املا میکرد
در پی رسم تقاضات علی الرسم لبم
بعد مدح از دهنت بوسه تقاضا میکرد
شاه از پیل پیاده کند، از اسب وزیر
آنکه عالم همه مات رخ زیبا میکرد
فیض روحالقدس اندر قلم قدرت اوست
زان که گاه سخن اعجاز مسیحا میکرد
دل صدفوار، پر از معنی گوهر، بد از آن
سینه صافی ما صنعت دریا میکرد
سوختم از شرر آتش غیرت «حاجب»
مدعی گر هوس سوختن ما میکرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف و ستایش نثر و نظم یک نویسنده بزرگ میپردازد. شاعر از قدرت و زیبایی آثار او سخن میگوید و به نوعی تاکید میکند که آثارش مانند آب حیات جاودانه هستند. او به مقایسه نویسنده با شخصیتهای بزرگ تاریخ میپردازد و میگوید که آثار او نهتنها دل و جان خواننده را تسخیر میکند، بلکه دارای اعجاز و بار معنایی عمیق است. شاعر همچنین به احساسات خود اشاره میکند و نشان میدهد که چقدر تحت تأثیر کلام این نویسنده قرار گرفته است.