نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خیال روی تو یکباره برد خواب مرا

درنگ وصل تو افکند در شتاب مرا

متاب روی ز من دلبرا و زلف متاب

که تاب زلف تو در تب فکند تاب مرا

اگر بر تو دهد میوه بهشت چرا

چو نار دوزخ دایم دهد عذاب مرا

لب تو چشمه خضر است چند خواهی داد

به وعده وعدهٔ خوش عشوهٔ سراب مرا

به روز، یاد رخ توست مونس دل من

شب دراز ندیم است ماهتاب مرا

شراب آتش عشق تو می‌برد هوشم

خمار غمزهٔ تو می‌کند خراب مرا

ز ضعف، سایهٔ من بر زمین نبیند کس

اگر برهنه بداری در آفتاب مرا

بدین صفت که منم غرق آب دیده خویش

نیابی ار که بجوئی بسی در آب مرا

مکن که چون شوی از خواب سرکشی بیدار

به روزگار نبینی شبی به خواب مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حس عمیق عشق و غم را به تصویر می‌کشد. شاعر از تاثیر خیال محبوبش بر خواب و آرامش خود می‌گوید و به زیبایی و جذابیت او اشاره می‌کند. او از درد و رنجی که این عشق برایش به همراه داشته، صحبت می‌کند و به یادآوری شب‌های بی‌خوابی و روزهای تنهایی می‌پردازد. شاعر همچنین از وعده‌های شیرین محبوبش که در نهایت سراب بوده، گله می‌کند و ناتوانی خود را در برابر جذابیت او توصیف می‌کند. در نهایت اشاره می‌کند که حتی در حال ضعف، احساس او از عشقش همچنان پابرجاست.