شمارهٔ ۱۳ مجد همگر
مجد همگر / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دم فروکش دلا که همدم نیست
راز خود خود شنو که محرم نیست
راه مردی و مردمی و وفا
این سه خصلت در اهل عالم نیست
گر بجوئی حفاظ در سگ هست
لیک در ذات نسل آدم نیست
چو بقای جهان و گردش چرخ
عهد کس پایدار و محکم نیست
در جهان شرط دوستی و صفا
هیچ کس را مگر مسلّم نیست
دوستی یکدلم به کف ناید
دوستی چه که آشنا هم نیست
صبر میکن دلا که درد تو را
بهتر از صبر هیچ مرهم نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس تنهایی و عدم اطمینان در روابط انسانی است. شاعر از فقدان دوستی و وفا در انسانها صحبت میکند و معتقد است که راز دل را نمیتوان به کسی گفت، چرا که کسی محرم نیست. او میگوید که ویژگیهای مردانگی و وفاداری در دنیا کمیاب است و دوستی واقعی بسیار سخت به دست میآید. در نهایت، شاعر به صبر و تحمل در برابر دردها تأکید میکند و میگوید که صبر بهترین مرهم است.