نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یا جانم ازین قالب دلگیر برآرید

یا کامم از آن دلبر کشمیر برآرید

تا فاش شود قصه دیوانگی ما

یک روز مرا بسته به زنجیر برآرید

گر کافر مطلق نیم آدینه به بازار

در روی من آوازه تکبیر برآرید

بر شارع ره با می و معشوق نشینید

و آواز نی ونوش و ده وگیر برآرید

با ناله من چنگ به آهنگ بسازید

با زاری من زمزمه زیر برآرید

تا پیر بداند که شدم شهره و قلاش

مستم به در میکده پیر برآرید

بیچاره دل از کار فتاده ست چه تدبیر

این کار به اندیشه تدبیر برآرید

تیر ستمش خورده ام و جعبه عشقش

باری ز دل خسته من تیر برآرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دیوانگی شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر از معشوقش می‌خواهد که او را از غم و دل‌نگرانی رهایی بخشد و به شادی و آرامش برساند. او از سختی‌ها و دردهایی که در عشق تحمل کرده سخن می‌گوید و آرزو دارد که دیگران نیز از ماجرای عاشقانه‌اش باخبر شوند. در نهایت، شاعر بر ناکامی‌های عاشقانه‌اش تأکید می‌کند و از دل شکست‌خورده‌اش می‌گوید. این شعر به نوعی نمایانگر عشق، درد و نیاز به رهایی است.