نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد

دلم صبورتر از سنگ خاره باید کرد

و گر ز جور کند جامه پاره مظلومی

مرا ز جور تو صدجان نثاره باید کرد

تو جورهای نهان می کنی و ترسم از آن

که راز عشق توام آشکاره باید کرد

مرا به ترک تو گفتن ز دل اجازت نیست

نخست با دل ریش استخاره باید کرد

روامدار که با اینهمه امید مرا

ز دور در تو به حسرت نظاره باید کرد

چنین که بحر غمت را کرانه نیست پدید

ز غرقه گاه هلاکم کناره باید کرد

به یادگار رخت قبله ای به دست آرم

گرم پرستش ماه و ستاره باید کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره صبر و تحمل در برابر عشق و جدایی است. شاعر به عشق معشوقش اشاره می‌کند و از درد و رنجی که ناشی از بی‌مهری اوست، صحبت می‌کند. او بر این باور است که باید صبر بیشتری داشته باشد و دلش را محکم کند، هرچند که معشوقش به او ظلم می‌کند. شاعر از نگرانی‌اش درباره افشای راز عشقش سخن می‌گوید و می‌گوید که نمی‌تواند از معشوقش جدا شود. همچنین می‌گوید که امیدش را از دست نمی‌دهد و حتی با وجود غم و درد، باید به یاد معشوقش ادامه دهد و او را پرستش کند. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و چالش‌های آن می‌پردازد.