شمارهٔ ۶۱ مجد همگر
مجد همگر / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز عشقت سینه پر سوز دارم
دلی از درد مهرت روز دارم
ز درد و حسرت وصل تو در دل
هزاران ناوک دلسوز دارم
چرا شمع طرب نفروزم از جان
که یاری چون تو جان افروز دارم
دو چشم از هجرت ای باغ بهاری
بسان ابر در نوروز دارم
شبی در وصل تو پیروزیم نیست
اگر چه طالعی پیروز دارم
چو از تو برنخوردم تا به امروز
پس امید کدامین روز دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عشق عمیق و درد جدایی است. شاعر از سوزِ دل و درد فراق محبوب خود میگوید و اینکه هر روز به خاطر عشق او رنج میبرد. او نمیداند چرا باید شادیاش را از دست بدهد، در حالی که محبوبی همچون او دارد. چشمهایش از دوری محبوب اشکبار است و میگوید هرچند در وصل او پیروز نیست، اما هنوز امید به روزی دارد که به او برسد. در نهایت شاعر از عدم ارتباط با محبوبش در گذشته سخن میگوید و از آینده ناامید است.