شمارهٔ ۸۳ مجد همگر
مجد همگر / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چند بنیاد جگرخواری نهی
چند داغم بر دل از خواری نهی
بار هجران بر دلم خود بود و غم
بر سرش تا کی به سرباری نهی
خط زنگار تو عمرم برد و تو
تهمتی بر چرخ زنگاری نهی
هر زمان از بوی زلف عنبرین
منتی بر مشک تاتاری نهی
هر شب از نور رخ خورشیدوَش
تاج بر فرق شب تاری نهی
کی سر آن باشدت کز روی مهر
پای در راه وفاداری نهی
تیغ بر جانم به آسانی زنی
پای در چشمم به دشواری نهی
تا درآید نرگس مستت ز خواب
چند بر من رنج بیداری نهی
در نوا داری دلم را بینوا
وین ستم را نام دلداری نهی
صد رهم کشتی به بازی وانگهی
نام این بیداد عیّاری نهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانه شاعر میپردازد. شاعر از رنجهای ناشی از جدایی و دلخوری سخن میگوید و به احساسات عمیق خود در برخورد با معشوق اشاره میکند. او میگوید که چگونه عشق و زیبایی معشوقش باعث عذاب او میشود و از او میخواهد که چندی از این دردها را کاهش دهد. همچنین، او به تضادهای عاشقانه اشاره میکند، از جمله عذابی که عشق و وفاداری به او میدهد. در نهایت، شاعر به شکاف میان عشق و درد، و زیبایی و مصیبت در روابط عاشقانه میپردازد.