نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای چون حیات شیرین، وی چون روان گرامی

جانی و دیده یا دل، زین‌ها همه کدامی؟

هر بام چون خرامی، سرو روان باغی

هر شام چون برآئی، مهتاب طرف بامی

نوشی و خوش‌گواری، نیشی و جان‌شکاری

گه آب و گاه ناری، گه صید و گاه دامی

دهری و بی‌وفائی، عمری و بی‌ثباتی

مهری و شهرگردی، ماهی و ناتمامی

بس در لباس رندان، بر هم زدی جهانی

یا رب چه فتنه خیزد، روزی اگر خرامی

بر پشت اسبِ تازی، بر روی زینِ ترکی

در بر قبای چینی، بر سر کلاه‌ِ شامی

صد بنده گردد آزاد، از من به شکر لطفت

گر بشنوم که روزی، گوئی مرا غلامی

صد حج کنم پیاده، گر کعبهٔ درت را

یک‌ ره کنم زیارت، از بهر نیکنامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های زندگی و عشق اشاره دارد. شاعر به مقایسه عناصر مختلف طبیعت می‌پردازد و از حیات و خوشی‌هایی که در زندگی وجود دارد سخن می‌گوید. او به خرامش و زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و بر احساساتی نظیر شکرگزاری و وفاداری تأکید می‌کند. همچنین، شاعر ابراز تمایل می‌کند که برای دیدن محبوبش حاضر است هر sacrifices را انجام دهد و به دنبال نیکنامی و قربانی کردن خویش برای عشق است. در کل، شعر حالتی عاطفی و شیدایی نسبت به عشق و زیبایی دارد.