نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ترک دلستان صنم چین من توئی

آرام و راحت دل مسکین من توئی

چشم بَدان ز نور جمال تو دور باد

کامروز نور چشم جهان‌بین من توئی

کی غم خورم من اینهمه شادی به روی تو

اکنون که شادی دل غمگین من توئی

بر باد رفت دین و دلم در هوای تو

ای جان و دل بلای دل و دین من توئی

فرهاد و رام و وامق و مجنون تو منم

عذرا و ویس و لیلی و شیرین من توئی

گر در غم تو رونق کارم بشد چه باک

چون کار و بار و رونق آئین من توئی

پروین و زهره و مه و خور را چه می‌کنم

خورشید و ماه و زهره و پروین من توئی

در باغ لاله و گل و نسرینش ننگرم

چون باغ لاله و گل و نسرین من توئی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر عاشقانه به توصیف و ستایش معشوق و جایگاه او در دل شاعر می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا، عشق و علاقه‌اش به معشوق را بیان می‌کند و او را منبع آرامش و خوشبختی خود می‌داند. در این شعر، معشوق به همه چیزهای زیبا و مهم در زندگی شاعر تشبیه شده و وجود او باعث شادی و زندگی شاعر است. شاعر در نهایت می‌گوید که هیچ چیز دیگری در زندگی‌اش به اندازه معشوق اهمیت ندارد.