شمارهٔ ۹۴ مجد همگر
مجد همگر / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دلکم برد به شیرین سخنک هندوکی
کژ زبانک بتکی راست قدک مه روکی
زین لطیفک بتکی گردنک افراشتکی
نازکک ساقکی آکنده بر او بازوکی
لبکانش به صفا راست چو بیجادککی
زلفکانش به صفت کژرو چون جادوکی
ناوک افکن مژکی تیغ زنک نرگسکی
تیر بالا قدکی همچو کمان ابروکی
با همه خوبیک از غایت بیشرمگیش
من به دورم ز چنان سرکشکی بدخوکی
بَرَکش پهن و بر او گرد دو نارک رسته
کرده سرپوشک نازک ز تنک بر غوکی
از زبان کژکش راست شود کارک من
گر سوی راستی آید ز کژی پهلوکی
یا دلک باز دهد یا بدهد کامک دل
نگسلم پی ز پیش تا نکند زین دو یکی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف زیباییهای یک زن هندوکی است که ویژگیهای جذاب و دلربایی دارد. شاعر از قامت راست و چهره زیبا و لطیف او سخن میگوید و به نازکساقی و لبهای پاک او اشاره میکند. زلفهای او را کج و جادوئی توصیف کرده و مژههایش را تشبیه به تیغ میسازد. با وجود تمام این زیباییها، شاعر احساس دوری و غم از این سرکش و بدخو را بیان میکند. در انتها، شاعر تاکید میکند که نمیتواند از عشق او جدا شود و به آن دو یکی کردن توجهی ندارد، بلکه در پی عشق حقیقیاش است.