نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ مجد همگر

مجد همگر / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمی

ور بوی درمان بردمی کی پای بند دردمی

گر یافتی دل محرمی مانا که کردی مرهمی

ور زانکه بودی همدمی بودی که غم کم خوردمی

گر همنفس بودی مرا یا یار کس بودی مرا

تا دسترس بودی مرا با چرخ در ناوردمی

گر بودمی تنهانشین ننهادمی دل بر زمین

بر آسمان هفتمین دامن‌فشان‌ها کردمی

گر رسته گشتی زین درک جانم پریدی بر فلک

علم الهی چون ملک در جان و دل پروردمی

کی کردمی بر آرزو از در به در وز کو به کو

در روی عقل سرخ‌رو هرگز کجا رخ زردمی

بنشستمی در روزنی گر جلدمی در هر فنی

مکر و فریب هر زنی نخریدمی گر مردمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق شاعر درباره عشق و تنهایی اشاره دارد. شاعر می‌گوید اگر شادی و خوشی را می‌یافت، هرگز بر غم تکیه نمی‌کرد و اگر درمانی پیدا می‌کرد، به درد خود نمی‌چسبید. او به یاد کسی می‌افتد که ممکن بود مرهم دلش باشد و در کنار او غم کمتری را احساس کند. شاعر همچنین به تنهایی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر همدمی داشت، از درد و غم دور می‌شد. او به آرزوها و تلاش‌هایش فکر می‌کند و تأکید می‌کند که هرگز به دنیا فریب نمی‌خورد و در مسیری درست باقی می‌ماند. در نهایت، شعر نشان‌دهنده مبارزه شاعر با احساسات و جستجوی معنای حقیقی عشق و زندگی است.