شمارهٔ ۱۰ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خسروی که فتنه نشان آب تیغ تو
روی زمانه را ز غبار فتن بشست
بر طرف باغ کام لب جوی آرزو
شادابتر ز بخت تو یک سرو بن نرست
خاصیتی که طبع مرا هست در وفا
دلجویئی نمود که معهود عهد تست
در دفع فتنه ایکه قضا زان کرانه کرد
حزم تو پیش رفت و میان را ببست چست
گر بسته بد دری به مواسات برگشاد
گر خسته بد دلی به مراعات بازجست
صیت تو سایر است خصوص از مدیح من
از مکه تا به خلخ و از مصر تا به بست
گر گشت تب معارض عرضت خدای داد
توفیق خیر و بوی شفا ساعت نخست
نیرنگ نقش جود نباشد به تب تباه
بنیاد ذات خیر نگردد به رنج سست
بدرود باد هر که نباشدت نیکخواه
رنجور باد آنکه نخواهدت تن درست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش از یک پادشاه اشاره دارد که با قدرت خود از فتنهها و آشوبها محافظت میکند. شاعر از صفات نیکو و وفاداری پادشاه سخن میگوید و به تأثیر مثبت او بر جامعه و افراد اشاره میکند. همچنین، شاعر به برکات و خوشیهایی که از حکومت او ناشی شده اشاره میکند و این ویژگیها را در مقابل چالشها و سختیها بررسی میکند. در پایان، شاعر برای کسانی که نیکخواه پادشاه هستند آرزوی خوشبختی و سلامتی دارد و برای کسانی که از او حمایت نکردهاند، آرزوی رنج و ناکامی میکند.