شمارهٔ ۱۲ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ابریست مطیر دست طاهر
کز پاشش گوهرش کمی نیست
آن خواجه آسمان مثابت
کش شبه و نظیر در زمی نیست
در طوس مقام او دریغ است
کآنجا اثر ز مردمی نیست
گو بار سفر کند از آن بوم
کاندر وی بومی خرمی نیست
بتوان خوردن هزار سوگند
کاندر همه طوس آدمی نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی مقام و شخصیت طاهر، یکی از بزرگان و شخصیتهای شاخص در تاریخ است. شاعر از طاهر به عنوان یک ابر و بارانزای پربار یاد میکند که به زمین برکت و گوهر میبخشد. او مقام طاهر را در طوس میستاید، ولی به نکتهای اشاره میکند که در این منطقه اثر و نشانهای از شخصیتهای بزرگ دیده نمیشود. شاعر غمگین است که طوس دیگر جایی برای انسانهای بزرگ نیست و حتی اگر کسی بخواهد سفر کند، نمیتواند از طوس چیزی فرحبخش بیابد. در نهایت، او اشاره میکند که در طوس انسانهای بزرگ و ارزشمندی وجود ندارد، و این جای تأسف دارد.