نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای در ندب علو فلک را

قدر تو سه ضربه داده پیشی

در لوح فضای بارگاهت

مه بوده در آرزوی خیشی

از مرتبه طیلسان برجیس

زیر قدمت کند فریشی

دولت به طریق مهر و پیوند

با خاک درت گرفته خویشی

اقبال که هندوی در تست

هستت ز جریده حویشی

داغ حبشی کشیده بر روی

تا باشد بنده ای به حیشی

در ملک شبان حزم تو یافت

از سیرت گرگ طبع میشی

هم روزی معده های آزی

هم مرهم سینه های ریشی

در ساغر نیکخواه نوشی

در دیده بدسگال نیشی

از جام جهان نمای خاطر

کیخسرو روزگار خویشی

وهمم نشود محیط بر تو

زیرا که ز حد وهم بیشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره علو مقام و عظمت فردی خاص است که دیگران به خاطر ویژگی‌هایش او را ستایش می‌کنند. درجایی اشاره شده که او برتری و قدرتی دارد که فراتر از تصور دیگران است. همچنین به روابط دوستانه و وابستگی‌های عاطفی اشاره شده و در نهایت به این نکته پرداخته می‌شود که این شخص قابل دسترسی نیست و فراتر از تصور مردم است. در کل، شعر بیانگر تمجید و ستایش از عظمت این فرد و خصوصیات اوست.