نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۷ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ایزد چو خصال خوب دادم

ای کاش مرا حیا ندادی

چون داد حیا در این حیاتم

از رزق دری دگر گشادی

گر شب نبدی و شکر خلوت

فرزند ز پشت من نزادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از خداوند تمجید می‌کند که او را با صفات نیکو آفریده است، اما ای کاش حیا به او نمی‌داد. او معتقد است که حیا در زندگی‌اش مانع او شده و اگر شب‌ها و خلوت‌ها نبود، ممکن بود فرزندی داشته باشد. به نوعی، شاعر به تضاد بین حیا و میل به زندگی و ایجاد نسل اشاره می‌کند.