نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای لفظ تو آب زندگانی

وی کلک تو اصل شادمانی

خط تو که جان ازوست واله

جانیست ز غایت روانی

بیخ قلم تو شاخ دولت

بارش همه عز جاودانی

چون نامه فرخت بدیدم

گفتم که زهی مسیح ثانی

بفزود دلم خطاب عالیت

چون دل که فروزد از جوانی

شادم کردی که شاد بادی

زندم ماندی که زنده مانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ارزش و تاثیر کلام و قلم می‌گوید. او به لفظ و خط اشاره می‌کند که زندگی و شادمانی را به ارمغان می‌آورد و نشان‌دهنده قدرت کلام است. شاعر، کلام را مانند آب حیات می‌داند و با بیان احساساتش، ابراز شادی و سرزندگی می‌کند. همچنین، به نوعی از سرنوشت و موفقیت ناشی از کلام و بیان خوب یاد می‌کند و در نهایت از شادابی و تازگی روح در اثر این کلام صحبت می‌کند.