نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قدر تیزی بازارت ندارد

قدر تدبیر کردارت ندارد

بدان مژگان تیز ناوک انداز

فلک خفتان پیکارت ندارد

بدین کاری که داری در سر امروز

جهان برگ سر و کارت ندارد

اگرچه آفتات آمد همه نور

فروغ و زیب رخسارت ندارد

وگرچه ماه دارد چهره خوب

حلاوتهای گفتارت ندارد

وگرچه باده لعل است صافی

صفای لعل دربارت ندارد

وگرچه سرو دارد قامتی چست

لطافت های رفتارت ندارد

چه دلها ماند اندر حلقه عشق

که آن زلف زره وارت ندارد

چه خونهای جگر در دام عشوه

که آن خوی جگر خوارت ندارد

مجو آزار من کز هیچ روئی

دل من روی آزارت ندارد

دمی بر زاری من رحمت آور

که تا ایزد چو من زارت ندارد

وگر تیمار کار من نداری

علاء الدوله تیمارت ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به قدرت و زیبایی ظاهری می‌پردازد و بیان می‌کند که هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند جایگزین تدبیر و عمل واقعی انسان‌ها شود. او به معشوق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگرچه زیبایی و نور او بی‌نظیر است، اما در حقیقت، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها نمی‌تواند محبت واقعی و لطافت کردار او را جبران کند. شاعر از دل‌زدگی و رنج خود در عشق سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به حال او رحم کند و دست از آزار او بردارد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که اگر معشوق توجهی به او نداشته باشد، هیچ مقام و پشتیبانی دیگری نمی‌تواند جایگزین آن باشد.