شمارهٔ ۹۲ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای به رای و لمعه رای جهان آرای خویش
چهره خورشید رخشان را خراشان داشته
هر غلام از خیل تاش بندگان درگهت
شاه انجم را ز خیل خواجه تاشان داشته
مانی از کلک تو ننگ از نقشبندی یافته
آذر از طبع تو عار از بت تراشان داشته
دان که من بنده به بوی کلک عنبرپاش تو
آن به غیرت ابرها را اشک پاشان داشته
در سپاهان بود خواهم گاه و بیگه روز و شب
چشم و گوش و جان و دل بر راه کاشان داشته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و ستایش از قدرت و زیبایی خالق و هنر او میپردازد. شاعر به اهمیت و تاثیر هنری که از قلم و طبع خالق جاری میشود، اشاره میکند و میگوید که زیبایی و شکوه آثار او مانند خورشید درخشان است. همچنین بیان میکند که او به اندازهای به این هنر و خالق آن وابسته است که روز و شب چشم و گوشش به سمت آن است. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و ارادت به هنر و زیباییهای آفرینش است.