شمارهٔ ۱۰ سید حسن غزنوی
سید حسن غزنوی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به من سید حسن زین زمانه
ز دل تحفه غذای جان فرستد
بدان نظم بدیع و نثر رائق
تو گوئی معجزه قرآن فرستد
هزاران گنج گوهر بیش دارد
در آن خاطر که تحفه زان فرستد
ندارم بس عجب از بحر فضلش
به من گر عقدی از مرجان فرستد
ولیکن منت بسیار دارم
که می درد مرا درمان فرستد
مر این مشتاق مهجور حزین را
شفا زان لفظ در افشان فرستد
شراب از چشمه کوثر رساند
نسیم از روضه رضوان فرستد
جواب آن فرستادن که داند
مگر زنده شود حسان فرستد
خرد نپسندد از طبع من ار هیچ
بضاعت زیره زی کرمان فرستد
ازین بی مایه بس باشد که شکرش
به صدر خاصه سلطان فرستد
قوام الدین حسن صدری که دولت
مراد دل بدو آسان فرستد
بهر دعوی که دارد از کفایت
فلک هر لحظه صد برهان فرستد
گذشته روز گیتی چند باشد
خدایش عمر صد چندان فرستد
عزیزی پس بدان سید رساند
سلامی کین دل حیران فرستد
چو برخواند بشوید تا نگوید
چنان شعری چنین نادان فرستد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به سید حسن زین زمانه خطاب میکند و از او میخواهد که تحفهای از دل و جانش برای او بفرستد. او این تحفه را به صورت نظم و نثر زیبا وصف میکند و آن را معجزهای مانند قرآن میداند. شاعر بر این باور است که این تحفه شامل گنجینههای زیادی است. او از سید حسن انتظار دارد که به او درمانی برای دردها و مشکلاتش بفرستد و از او میخواهد تا حالتی از شفا و سرور به او ببخشد. شاعر در نهایت ابراز میکند که شکرگزاری از سید حسن به اندازه کافی برای او کافی است و امیدوار است که دعای او به نتیجه برسد و عمر او طولانیتر شود. او به یادآوری از یک سلام نیز اشاره میکند که میخواهد به سید حسن برساند.