نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - در جواب خواجه ابوبکر شامی گوید سید حسن غزنوی

سید حسن غزنوی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به من بوبکر حیدر تازه تازه

همی دروی گل خندان فرستد

گهی زهر مرا تریاق سازد

گهی درد مرا درمان فرستد

گه از شاخ وفا نوباوه بخشد

گه از باغ هنر ریحان فرستد

نسیم پر تحیت کان خداوند

ز طبع خوشتر ازنیسان فرستد

بهدیه چشم نزد دل رساند

چو تحفه دل به سوی جان فرستد

ندانستم من این یارب که دانست

که ایزد بهر عیسی خوان فرستد

تحیت تا بود نور علی نور

بدست سید اقران فرستد

عدیم المثل ساعد آنکه کلکش

به تیر آسمان فرمان فرستد

بلی خورشید چون گل را دهد نور

ضیاء مهتر تابان فرستد

حسن این بیتها نزدیک آن صدر

همی از خویشتن پنهان فرستد

تنم جسمم قلم را شرم دارد

که سوی چشمه حیوان فرستد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، بوبکر حیدر از معانی عمیق و زیبای عشق و محبت سخن می‌گوید. او به نوعی از تحفاتی اشاره می‌کند که از سوی خدایی به او می‌رسد، همچون سلامی از نسیم، درمانی از درد و گل‌های خندان. شاعری به این زیبایی احساسات انسانی و علاقه به معلمی بزرگ را ستایش می‌کند و به تاثیری که عشق و هنر بر جان انسان دارد، اشاره می‌کند. در نهایت، او به زیبایی‌های کلام و ارتباطی که با معشوق دارد، اذعان می‌کند و از خود می‌پرسد که آیا حقیقتاً این احساسات را کسی درک می‌کند یا نه.