شمارهٔ ۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای نام تو زینت زبانها
حمد تو طراز داستانها
تا دام گشاد، چین زلفت
افتاد خراب، آشیانها
در رقص بود به گرد شمعت
فانوس خیال آسمانها
بگشای نقاب تا برآیند
از قالب جسم تیره، جانها
مقصد تویی از سلوک عالم
شوق تو دلیل کاروانها
در وصف کمال کبریایت
ابکم شده کلک نکتهدانها
خاموش حزین که برنتابد
افسانهٔ عشق را زبانها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش نام و صفات الهی میپردازد. شاعر به زیبایی و قدرت کلام خداوند اشاره میکند و میگوید که نام خدا زینت زبانها و حمد او داستانها را میسازد. او از تاثیری که معشوق بر دلها و زندگیها دارد صحبت میکند و به وجود نور و شعف در عالم اشاره میکند. همچنین به دعوت به درک عمیقتر از حقیقت و عشق الهی میپردازد، و میگوید که زبانها نمیتوانند احساسات ناشی از عشق واقعی را بیان کنند. کل شعر در نهایت به ابراز عشق و شوق به خالق اشاره دارد.