شمارهٔ ۱۰۱ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
سرگشتگی به جایی، آخر رساند ما را
خار ترم که بارم، بر دوش باغ و گلبن
دهقان بی مروت، بیجا دماند ما را
آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بود
مژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را
شد طفل مکتب ما، دوشیزگان معنی
تا عشق سالخورده، فرزند خواند ما را
ترک مراد بخشید، کامی که دل هوس داشت
در خاطر از دو عالم، حسرت نماند ما را
بر فرش سنبل و گل، بودم حزین خرامان
چون داغ لاله در خون، هجران نشاند ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس سردرگمی و ناکامی شاعر پرداخته است. شاعر از گذراندن سعادت و آسایش صحبت میکند که به واسطهٔ درد و رنج به دست آمده و نشاندهندهٔ چالشهای زندگی است. همچنین، به عشق و ارتباطاتی اشاره میشود که به بلوغ رسیده و به دلایلی منجر به حسرت شدهاند. شاعر در نهایت، با تصاویری از گل و لاله، حسرت و دلتنگی خود را به تصویر میکشد، تا ناتوانی و غم فراق را بیان کند.