شمارهٔ ۱۰۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
به داغ دل دهم یاد عذار مشک سودش را
به من در خامشی و گرم سوزی نسبتی بودش
توانستی اگر پروانه، پنهان کرد دودش را
خلیدی خار خار هجر،کی در دیدهٔ بلبل؟
به گل پیوند اگر می کرد، خاشاک وجودش را
شدی چون من اگر گرد کسادی سرمهٔ چشمش
متاع یوسفی دیدی، زیان خویش سودش را
به مشکین طره ی او کی تواند همسری کردن؟
عبث سنبل به دعوی شانه زد، زلف کبودش را
قفس پروردهٔ عشق است گلبانگ دل افگاران
چه می سنجد به ما مرغ چمن پرور، سرودش را
حزین ، آه مرا با نالهٔ زاهد مکن نسبت
اگر صد بار سوزد، بوی دردی نیست عودش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تفکرات عمیق و احساسیاش درباره عشق و فراق میپردازد. او میخواهد که محبت و سجدهاش را به عشق خود نثار کند و داغ دل خود را به یاد معشوقش به دوش بکشد. او در حسرت و خاموشیاش، به پروانهای اشاره میکند که در آتش عشق میسوزد و در عین حال احساس میکند که عشقش مانند خار در دل بلبل است. او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و میگوید که چقدر سخت است که کسی بتواند با او همدل و همنوا شود. این شعر در نهایت نشاندهنده ناتوانی انسان در درک درد عشق و طولانی بودن احساس فراق است. شاعر به ارتباط عمیق خود با عشق اشاره میکند و حسرتها و آلامش را بیان میکند.