نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟

چه رنگ است این که در خون می کشد، دامان محشر را؟

صفایی کز دم صبح بنا گوش تو می بینم

به خون رشک خواهد غوطه دادن، مهر خاور را

به چشم کم ندیدی ناز خونریز اسیرانش

اگر می بود پروای نگاه، آن چشم کافر را

چه استغناست کز چشم سیه مست تو می بینم؟

به خونم تشنه کرد آن تیغ مژگان ستمگر را

حزین رسوا بود هر چند داغ سینه، می پوشم

چه سان پنهان توانم درگریبان کرد اختر را؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق به معشوق است، که در آن شاعر به توصیف زیبایی‌های معشوق می‌پردازد و از تأثیرات عمیق عشق بر روح و جسم خود سخن می‌گوید. او به جذابیت و فریبندگی چشمان معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق و زیبایی، او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و حتی در او احساساتی همچون شوق و درد را خلق کرده است. شاعر همچنین از کشش عاطفی و ناز و زیبایی معشوق می‌نویسد و به نوعی نشان می‌دهد که عشق او را به سویی می‌برد که نمی‌تواند از آن فرار کند. در نهایت، بیان‌کننده‌ی چالش‌های روحی ناشی از این عشق و تلاش برای پنهان‌کاری در برابر احساساتش است.