شمارهٔ ۱۱۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
نشود سترده هرگز غمت از سرشت، ما را
چه کنم اگر نه چون نی، همه راه ناله پویم؟
که جهان به شادمانی نفسی نهشت، ما را
زده در شکنج مجمر به سپند طعن خامی
تف سینه دانه دل، چقدر برشت، ما را
به هزار داغ حسرت چه کنم چرا نسوزم؟
که پی فتیله گردون، رگ و ریشه رشت، ما را
چه کرم، کدام منت ز خرابه جهانم؟
که به زیر سر شبی هم، نگذاشت خشت، ما را
پی وحشی رمیده نتوان نمود محکم
ز فراغ دل نمانده سرکار و کشت، ما را
به ره از دل پر آتش همه شب چراغ دارم
که دهد نسیم کویت، خبر از بهشت ما را
به در دگر چه پویم؟ سر و خاک بی نیازی
چو مراد دل برآمد، ز در کنشت، ما را
نظر از جمال دنیا نه به زهد بسته دارم
که به دیده می نماید، رخ قحبه زشت، ما را
نه به نخل طور دارم نه به سدره، التفاتی
که ازین میانه دهقان به کنار کشت، ما را
نبود حزین از آنم به زلال خضر ذوقی
که برات عمر باقی، به قدح نوشت ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان عاطفههای عمیق و دردهای درونی خود میپردازد. او از غم و افسردگی صحبت میکند و به تأثیر بدبینی و سختیهای زندگی میپردازد. شاعر احساس میکند که غم و حسرت همیشه در زندگی او حضور دارد و نمیتواند به آرامش برسد. او همچنین به زیباییهای دنیا و آرزوی وصال معشوق اشاره میکند، اما این زیباییها در چشمان او زشت به نظر میرسند. در نهایت، شاعر خواستههای خود را ابراز میکند و از وجود دیوارهایی که مانع خوشبختیاش هستند، گلایه دارد.