شمارهٔ ۱۱۴ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
بر خرمن ما برق گشاده ست کمین را
همچون کف خاکی که برد سبزه ز جایش
کردند به ما، سبز خطان تنگ زمین را
چون مهره بازیچه، دهد طرح به طفلان
کفر سر زلف تو، دل باخته دین را
آن روز نشیند به جهان نقش مرادم
کز بوسه کنم نقش لب لعل نگین را
فریادکه اندیشه موی کمر توست
زنار میان، زاهد سجاده نشین را
گویا خط پیشانیت ای زهره جبین است
بیرون نتوان برد زابروی تو چین را
در پردهٔ عشّاق نواسنجی بلبل
کی می برد از یاد تو، گلبانک حزین را؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و زیبایی میپردازد. شاعر با شوق و شور به یاد معشوقش میافتد و عشق او را همچون آتشی در دل خود میسوزاند. او به خاطرات شیرین و عواطف عمیق اشاره دارد که از بوسیدن لبهای معشوقش به وجود میآید. در کنار توصیف این احساسات، شاعر به تضاد بین دوری و نزدیکی به معشوق نیز اشاره میکند و با اشاره به زیباییهای او، حسرت و شوق خود را بیان میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هیچ چیز نمیتواند او را از عشق به معشوق دور کند.