شمارهٔ ۱۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
بی پرده دیده ایم رخ یار خویش را
در بیعگاه عشق به نرخ هزار جان
ما می خریم ناز خریدار خویش را
مرهم چه احتیاج؟ که عاشق ز سوز عشق
خواباند در نمک، دل افگار خویش را
از نقش پا به خاک رهت ما فتادگان
افزوده ایم پستی دیوار خویش را
آن بلبلم که می گذرانم به زیر بال
ایام شادمانی گلزار خویش را
از شمعم ای صبا، دم افسرده دور دار
بگذار تا تمام کنم کار خویش را
از برگ و بار عاریت ای نخل باد دست
سنگین مساز، دوش سبکبار خویش را
ای جذبه همّتی که درین دشت پُر فریب
گم کرده ایم قافله سالار خویش را
در کام زاغ، طعمهٔ طوطی مکن، حزین
بشناس قدر کلک شکر بار خویش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلدادگی و احساسات عمیق عاشقانه است. شاعر از تجربیات خود در راه عشق و مشکلاتی که با آن مواجه شده، سخن میگوید. او به بیان زیبایی و جذابیت معشوقهاش میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق باعث شده تا به جایگاههای پایینتری بیفتند. شاعر همچنین به اهمیت و ارزش وجودی خود در این مسیر اشاره میکند و میخواهد خویشتن را از سختیها و غمها حفظ کند. در نهایت، او به تأمل در ارزشها و زیباییهای عشق پرداخته و به دیگران توصیه میکند که قدر عشق و زیباییهای آن را بشناسند.