شمارهٔ ۱۷۲ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
آبش زلال چشمه حیوان عاشق است
شوریدگی برون نرود از دماغ ما
زنجیر زلف، سلسله جنبان عاشق است
مژگان به هم نمی زنم از شور رستخیز
غوغای حشر، خواب پریشان عاشق است
باغ و بهار عشرت ما در کنار ماست
دامن ز اشک سرخ، گلستان عاشق است
حبل المتین زلف تو را نیست کوتهی
زنّار کفر و سبحهٔ ایمان عاشق است
افتاده برق خرمن پندار کفر و دین
این آتشی که در دل سوزان عاشق است
گر شور پسته تو نمکدان به داغ ریخت
شیرین تبسمت شکرستان عاشق است
برخاست دور خطّ تو شور از دل حزین
ایام نغمه سنجی دستان عاشق است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و حالاتی که عاشق به واسطهی عشق تجربه میکند، میپردازد. شاعر عشق را به عنوان منبع حیات و زندگی معرفی میکند و بیان میدارد که شوریدگی و دیوانگی عاشق به دلیل زنجیر زلف معشوق است. همچنین اشاره میکند که عشق، خواب و بیداری او را تحت تأثیر قرار میدهد و درستههای طبیعی، مانند باغ و بهار، نیز نمادی از خوشیهای عشقاند. شاعر بیان میکند که دیانت و کفر در عاشقی به هم پیوستهاند و همچنین طعم شیرینی عشق را با عواطفی چون تبسم و شور همراه میسازد. در کل، این شعر عاطفی، عمق و زیبایی احساسات عاشقانه را به تصویر میکشد.