نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به گرد عارض او خط عنبرین پیداست

چو سبزه ای که بر اطراف یاسمین پیداست

ز نام تقوی من، بلکه سرگران شده ای؟

که از جبین تو چون موج باده، چین پیداست

محبتم به دلت کرده گوییا اثری

ز التفات نهان تو، این چنین پیداست

ترحمی، که مرا استخوان ز کاهش غم

به رنگ پنبهٔ داغم، ز آستین پیداست

گرفتم آنکه، نهفتی ز خلق خون مرا

خدنگ غمزه خونریزت از کمین پیداست

به خلق خوش، شده ای شهرهٔ جهان لیکن

کم التفاتیت، از خاطر حزین پیداست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که در او نشانه‌هایی از عشق و غم وجود دارد. شاعر از خط و حالت چهره محبوب سخن می‌گوید و می‌نویسد که محبتش در دل او اثر کرده و از توجهی که محبوب به او ندارد، احساس غم و دلتنگی می‌کند. همچنین، شاعر به تضاد میان زیبایی محبوب و درد دل خود اشاره می‌کند که نشان‌دهنده‌ی عمیق‌تر بودن احساسات اوست. در کل، شعر بیانگر عشق پرهیجان و در عین حال تلخ شاعر است.