شمارهٔ ۱۸۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
که در جیب چمن صد پیرهن خار است از دستت
ز تاراج بهاران مست و رنگین جلوه می آیی
حنا نبود، که جوشان خون گلزار است از دستت
ید بیضا که می زد پنجه با خورشید در دعوی
به رنگ آستین امروز، بیکار است از دستت
فرو برده ست بیدادت به نوعی پنجه در خونم
که هر مو بر تنم انگشت زنهار است از دستت
حزین را گر تسلّی نامه ات ننواخت معذوری
ز حیرت خامه را کی پای رفتار است از دستت؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به احساس درد و ناتوانی نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که نه تنها زیباییها و گلها از دست او رنج میبرند، بلکه خود او نیز در تلاش برای حفظ این زیباییها و عشق در حال نابودی است. او با تجسم رنگهای بهار و زیباییهای آن، به طور کنایی به احساس یأس و ناامیدی خود از جدایی و بیمهری میپردازد. همچنین به تأثیر منفی وجود معشوق بر زندگیاش اشاره میکند که حتی زندگیاش را تحت تأثیر قرار داده و او را در درد و رنج فرو برده است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که معشوق اگرچه تسلیبخش او نیست، اما غفلتی از او نشانهی ناامیدی عمیق اوست.