شمارهٔ ۱۹۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
غم لاله لاله خون دل از چشم داغ ریخت
از خار خار هجر تو پای تلاش من
خون هزار آبله را در سراغ ریخت
عشق تو داد مغز سرم را به خرج داغ
این بود روغنی که مرا در چراغ ریخت
ای باد مشک بیز ز زلف که می رسی؟
شور قیامت از تو مرا در دماغ ریخت
آمد صبا ز جلوه گهت آستین فشان
تب لرزه ای به تازه نهالان باغ ریخت
آسودگی بلاست اسیران عشق را
بال و پر دلم به شکنج فراغ ریخت
آمد ز خاک کوی تو دامن کشان صبا
گلهای رنگ و بو به گریبان باغ ریخت
باشدگلی ز غنچه دلیهای من حزین
اشکم که لاله لاله، به دامان باغ ریخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی احساسات سنگین عشق و درد جدایی است. شاعر با بیان اشکها و غمهایش، یادآور لبهای محبوبش و غم ناشی از دوری از او میشود. او از تلاشش برای فراموش کردن معشوق و زحماتش در این راه سخن میگوید و از دردهایی که در دل احساس میکند، حرف میزند. باد و صبا نیز به عنوان نمادهایی از عشق و زیبایی به باغ و نهالان جان میبخشند، اما شاعر همچنان در اسارت عشق احساس میکند. در نهایت، اشکها و غم او به زیبایی باغ تبدیل میشوند که حاکی از عواطف عمیق و شدت عشق اوست.