شمارهٔ ۲۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
غزال وحشی دل، خضر فرخ پی شود ما را
دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد
که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را
شعار عشق اگر این است کز خون می دهد ساغر
مکن باور که دیگر آرزوی می شود ما را
لب جانبخش اوا گلزار جمالی در نظر دارم
تمنای بهشت و آب کوثر کی شود ما را؟
سر کافر شدن داریم، کو بتخانهٔ عشقی
که ناقوسش به جای نغمهٔ یا حی شود ما را؟
حزین از آه بی تأثیر دلتنگم، خوشا بزمی
که ساز بی نواییها، سرود نی شود ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره longing و آرزوهای شاعر است. شاعر امیدوار است روزی برسد که از جدایی و فراق رهایی یابد و به وصال معشوق برسد. او به عشق و عواطف عمیق خود اشاره میکند و از درد و اضطراب ناشی از دوری میگوید. شاعر به زاهدان که فقط دروغ میگویند، انتقاد میکند و تأکید میکند که عشق واقعی نمیتواند از خون و رنج دور باشد. همچنین، او به زیباییها و نعمتهای بهشت و آب کوثر اشاره میکند و از عشق به عنوان یک عبادت یاد میکند. در نهایت، او از حسرت و تنهایی خود میگوید و آرزو میکند در بزمی پرشور و شگفتآور حضور یابد، جایی که غم و نواختن ساز زندگی از میان برود.