نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از داغ او سرم به گریبان آتش است

رگ در تنم چو شمع، رگ جان آتش است

پرورده در حمایت خود، شمع طور را

داغ دلم که چتر سلیمان آتش است

آویزهء کنار و بر طفل اشک باد

لخت دلم، که لعل بدخشان آتش است

خوش باش ای سپند ولی می توان گشود

داربم سینه ای که بیابان آتش است

در عشق نیست غیر دل بی قرار من

پروانه ای که دست وگریبان آتش است

گرد یتیمیش نبود جز غار دل

شکمکه گوهر جگرکان آتش است

در دست، صفحه را پر پروانه کن حزین

چون شمع، خامه ام گهرافشان آتش است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر است. او از آتش داغی صحبت می‌کند که در دل و وجودش وجود دارد و به نوعی نماد عشق و رنج است. شاعر به تشبیهاتی مثل شمع و پروانه اشاره می‌کند که نشان‌دهنده‌ی سوز و اشتیاق اوست. همچنین، او به تنهایی و یتیم‌وار بودن دلش نیز اشاره می‌کند و در نهایت، از خواسته‌اش برای بیان این احساسات از طریق شعر و هنر می‌گوید. در کل، این اثر بیان‌کننده‌ی آتش عشق و رنجی است که شاعر در دل دارد.