شمارهٔ ۲۰۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
عینک حجاب گردد، اگر دیده تار نیست
دشتی که شوق آبله پا قطره می زند
یک خار، زیر منّت ابر بهار نیست
موسی صفت ز آتش غیرت نمی روم
در سایهٔ نهالی، اگر شعله بار نیست
مانع نمی شود کف بی مایه، سیل را
دامن حریف گریهٔ بی اختیار نیست
سوده است خاطر، اگر درد بی دواست
طوفان غم خوش است، اگر غمگسار نیست
ناصح ز ناله منع دلم چون جرس مکن
آسوده خاطرت که دمی بیقرار نیست
مست تغافلی به حزین نیازمند
هرگز تو را غم دل امّیدوار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند و میگوید که خورشید و ماه نمیتوانند تمام خوبیهای معشوق را نشان دهند. همچنین، در اشاره به طبیعت، میگوید که اگر دل شفاف و روشن باشد، موانع و مشکلات قابل توجه نیستند. غم و اندوه هم اگر با یک همراه مناسب باشد، میتواند تحملپذیرتر شود. شاعر در نهایت تأکید میکند که دل باید آزاد باشد و به خود و دیگران اجازه ندهد که غم و اندوه بر زندگیاش مسلط شوند. اشعار حاکی از عواطف عمیق و فلسفهای درباره عشق و زندگی است.