نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۹ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات

رخساره و خطّت گل و ریحان خرابات

از زمزمه معذورم اگر مست و خرابم

دل می رود از دست به دستان خرابات

شمع و گل و می بر سر هم ریخته هرسو

جایی نتوان یافت به سامان خرابات

دود دل ما سنبل و ریحان مطراست

زخم جگر ما،گل خندان خرابات

در بهمن و دی آفت تاراج خزان نیست

عمری گذراندم به گلستان خرابات

مینای میش شب عوض شمع گذارند

از توبه مزاریست به میدان خرابات

داریم حزین ، این غزل از عارف رومی

او کافر خویش است و مسلمان خرابات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جذابیت و زیبایی دنیای خرابات (محل شراب و تفریح) و تاثیرات آن بر روح و دل انسان است. شاعر به تصویر کشیدن زیبایی‌های این مکان پرداخته و از احساساتی همچون مستی و شیدایی سخن می‌گوید. در این شعر، به تضادی میان شادی و غم، زیبایی و زشتی، و همچنین میان زندگی و زوال اشاره شده است. شاعر از دل‌گرفتگی و زخم‌هایی که در این دنیای خیالی وجود دارد می‌گوید و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این عالم، با تمام دردها و خوشی‌هایش، هنوز هم محلی از عشق و شادابی است.