شمارهٔ ۲۲۶ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گل خزان زده ام، زندگی ملال من است
شکسته رنگی من ترجمان حال من است
اگر به کعبه وگر دیر می گذارم گوش
حدیث حسن تو و عشق بی زوال من است
بود که در رمضان هر دمی دو عید کنم
خیال گوشه ی ابروی او هلال من است
به چشم دام تو ای عشق، ناتوان مرغم
اگر چه بیضه ی گردون به زبر بال من است
حزین ، نمی رود از مجلسم سخن بیرون
که روی صحبت من با زبان لال من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از وضعیت ناامیدی و درد در زندگی خود میگوید. او از زیباییهای عشق و حسرتی که به یاد محبوبش دارد، سخن میگوید. شاعر با بیان اینکه زندگیاش مانند گلی خزانزده است، احساساتی چون شکست و ملال را منتقل میکند. او به یاد لحظات خوب گذشته در رمضان اشاره میکند و از عشق و زیبایی محبوبش سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که هرچه میگوید، فقط با عشق خود در دلش ارتباط دارد و نمیتواند آن را به زبان بیاورد.