شمارهٔ ۲۲۷ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
باده را در گل رخسار، ظهور دگر است
دل مشتاق و زبانِ اَرَنی گوی کجاست؟
ور نه هر سنگ درین بادیه طور دگر است
هرکه را کشور دل ملک سلیمانی شد
در نظر هر دو جهان، دیدهٔ مور دگر است
چه عجب گر رود از نالهٔ من کوه ز جا
بر لبم زمزمه ی عشق، زبور دگر است
نمک عشق به داغ تو حلال است حزین
که نمکدان سخن را ز تو شور دگر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ی عشق و زیبایی است و به تکرار تفاوتهای وجودی و معنوی اشاره میکند. شاعر به این نکته اشاره دارد که هر چیز در دنیا وجودی متفاوت و خاص دارد. باده، دل، و نالهها هر کدام نمادی از عشق و تجربههای گوناگوناند که شور و شادابی خاص خود را دارند. در نهایت، عشق به معشوق موجب میشود که حتی دردها و اندوهها نیز طعمی شیرین و خاص پیدا کنند. شاعر با ابراز احساسات عمیق خود، تفاوتها و زیباییهای عشق را به تصویر میکشد.