شمارهٔ ۲۳ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
شده هر شاخ گلی، چنگل شهباز مرا
نه سپند است، ندانم دل بی طاقت کیست؟
سوخت در بزم تو، از شعلهٔ آواز مرا
من که از دل شده ام در غم صیاد اسیر
چه ضرور است شکستن، پر پرواز مرا
خون دل خواستم از عشق تو درپرده خورم
کرد رسوای جهان، دیدهٔ غمّاز مرا
کششی کز نگه کافر او می بینم
ترسم از کعبه به بتخانه برد باز مرا
می برد نغمه حافظ، دلم از هوش حزین
اینقدر نشئه نبخشد، می شیراز مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر به معشوق خود اشاره میکند که وی را از نگاه خود دور کرده و این امر باعث شده که او در غم و اندوه خودش غرق شود. او به تصویر کشیده است که چگونه عشق او، مانند شعلهای، دلش را سوزانده و او را به شدت آزار میدهد. در این شعر از نوعی تسلیم در برابر عشق و عواطف صحبت شده و نشان داده میشود که شاعر، حتی اگر در مهلکهای باشد، همچنان وابسته به احساسات عاشقانهاش است. همچنین، منظور از "کعبه" و "بتخانه" نمادهایی هستند که به تقابل عشق الهی و عشق زمینی اشاره دارند. در نهایت، شاعر با اشاره به حافظ، حالتی از ناتوانی و غم را بر اثر عشق بیان میکند.