نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است

برخاستنم نیست ز جا، طاقتم این است

با عشق تو زادم من و با درد تو بودم

با مهر تو در خاک روم، ملّتم این است

از غیرت شوق است که چون رنگ پریده

خود نامه و خود نامه برم، عادتم این است

هم دل شنود پرده سراییدن دل را

می گویم و خود می شنوم، صحبتم این است

پرورده ز بس ذائقه را عشق به تلخی

شربت نهم و زهر کشم، لذّتم این است

جایی که شود بستر راحت، دم شمشیر

میدان به تپیدن ندهم، فرصتم این است

بیزارم از آن کفر که آموختنی شد

بت، برهمنان را چه کند؟ غیرتم این است

صد پیرهن صبر قبا گشت و ز ناموس

دستی به گریبان نزدم، حسرتم این است

از انجمن کثرت خود نیست گزیری

گاهی مگر از خویش روم خلوتم این است

شطرنجی ایّامم و در ششدر گیتی

دانگی ز حریفان نبرم، خصلتم این است

از شور شکر خنده ی آن خون وفا نوش

کردم لب زخمی نمکین، عشرتم این است

صعب است حزین گر نکشم سر به گریبان

از هر دو جهان زاویهٔ عزلتم این است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساساتی عمیق و پیچیده درباره عشق و رنج است. شاعر از حالتی سردرگم و ناآرام سخن می‌گوید که به خاطر عشقش از مکان و جمع فاصله گرفته و تنهاست. او از دشواری‌هایی که در مسیر عشق متحمل شده و تأثیر آن بر زندگی‌اش می‌گوید. این شعر نشان‌دهنده‌ی مقاومت و پایبندی شاعر به عشق و ارزش‌ها، حتی در برابر سختی‌ها و ناکامی‌هاست. در نهایت، شاعر به دنبال آرامش و انزوا از قید و بندهای مادی و مشکلات زندگی است.