نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۵ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت

روی تو حجّت ماست، ای قبله گاه حاجت

بر گرد خویش سالک، پیوسته می کند سِیر

کز نقطهٔ بدایت، سر بر زند نهایت

عاشق چو از خرابات بر بست رخت هستی

اوّل قدم درین ره، شد منزل اقامت

نتوان به تیغ، دل را از مهر او بریدن

لایقطع المحبّون من جرحهٔ الملامت

در کوی او کشیدیم، چون کوه پا به دامن

گر تیغ بارد اینجا، ما و سر اطاعت

جور و جفا ببینیم، مهر و وفا ندانیم

غرقیم در محبت، نه شکر و نی شکایت

در کوی نیکنامان، رسوای خاص و عامیم

زاهد بهل ملامت، صوفی برو سلامت

کی می شود به دوران، مه در محاق ماند

محروم کی گذارند، از پرتو عنایت؟

تیغ برهنه باشد، تن در کفن حزین را

چون بگذری ز خاکش، مگذر به رسم عادت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و تعلق خاطر به محبوب می‌پردازد. شاعر در روز قیامت به محبوب خود اشاره می‌کند و او را حامی و دلیل خود معرفی می‌کند. او بیان می‌کند که سالک در مسیر عشق باید از نقطه آغازین به سوی مقصد نهایی سیر کند. عشق واقعی به قدری عمیق است که نمی‌توان از آن جدا شد و در این راه، حتی اگر مشکلاتی پیش بیاید، انسان باید به وفاداری و محبت ادامه دهد. شاعر همچنین تأکید می‌کند که در مسیر عشق، انسان ممکن است مورد ملامت و سرزنش قرار گیرد، اما این ملامت‌ها نباید مانع او شوند. در نهایت، به زیبایی و عظمت محبت و عنایت محبوب اشاره می‌شود و تأکید می‌شود که نباید از گذشته خود فراموش کرد و باید به مسیر عشق ادامه داد.