نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۳ حزین لاهیجی

حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

اشک چشم من و شراب یکیست

دل گرم من و کباب یکی ست

بحر، بحر است و موج در تکرار

ذرّه بسیار و آفتاب یکی ست

نقش موهوم کارگاه وجود

صد هزار است و در حساب یکی ست

کفر و دین را چه فرق، با دوری

نور و ظلمت چو شد حجاب یکی ست

بشکن از بوسه ای خمار حزین

لب لعل تو و شراب یکی ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایز ناپذیری عناصر مختلف زندگی اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، اشک و شراب، دلگرمی و کباب، دریا و موج، و همچنین کفر و دین را به هم مرتبط می‌کند و نشان می‌دهد که همه این‌ها در نهایت به یک حقیقت واحد می‌رسند. در پایان، از زیبایی و جذابیت لب معشوق و شراب صحبت می‌کند و به نوعی بیان‌کننده امور متضاد اما در عین حال هماهنگ است.