شمارهٔ ۲۵۵ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
داغ غم عشق و سر من آتش طور است
غم بر کمر مور، نهد کوه گران را
در کشور لاغربدنان کار به زور است
ترسم که شوی خرج ره ای عقل گران جان
پا در سفر عشق سبک دار، که دور است
ترک دو جهان گوی، اگر مرد فنایی
سامان سبکباری این راه، ضرور است
آن ملک که در زیر نگین داشت سلیمان
در حلقهٔ صاحب نظران دیدهٔ مور است
جز مرگ که شیرینی جان خاک ره اوست
هر آب چشیدیم درین بادیه شور است
عاشق نشود شیفته عشق مجازی
از شهد هوس ذائقه عشق نفور است
کی می زند از نشئه می موج پریزاد
بی مغز کدویی که پر از باد غرور است
در دوزخ هجران ز خیال تو حزین را
اندیشه بهشتی ست که جولانگه حور است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلتنگیها میپردازد. شاعر از غم عشق و چالشهای آن صحبت میکند و میگوید که برای درک عشق واقعی، باید از عشقهای سطحی و مجازی گذر کرد. همچنین، او بر این نکته تأکید میکند که در سفر عشق، باید بارها و مشکلات را سبک برداشت و دل را به عشق واقعی سپرد. او به مقایسه عشق با مرگ شیرین، و حسرتهای جدایی اشاره میکند و از زیباییهای عشق الهی و بهشتهای معنوی سخن میگوید. در کل، شعر حس عمیق عاشقانه و جستجوی معنا و حقیقت در عشق را بازگو میکند.