شمارهٔ ۲۵۹ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
بر پیکر من شوختر از چشم غزال است
حالی شده سرمست مرا، بس که تغافل
یک بار نپرسید ز حالم که چه حال است
هجران،گل حرمان حجاب نظر توست
گر دیده گشایی همه جا بزم وصال است
در دام خیالت شده ام، شکل خیالی
یک ره به خیالت نرسد کاین چه خیال است
آیینه آن صنع بود ناقص وکامل
این قصه چرا طول دهم، عرض کمال است
دردی کش میخانهٔ ما شو که نیابی
در جام جم این باده که ما را به سفال است
پرواز حزین از پی آرام اسیری ست
بر معتکف دام و قفس بال وبال است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس درد و هجران شاعر اشاره دارد. شاعر از زخمهایی سخن میگوید که به تازگی از عشق و جدایی ایجاد شدهاند و این زخمها بر وجود او سنگینی میکند. او از بیتوجهی معشوقش گلایه دارد که هیچگاه از حال او نپرسیده است. همچنین، شاعر به زیباییهای عشق و دشواریهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که در خیال معشوقش اسیر شده و نمیتواند به واقعیت دست یابد. در کل، شعر حاکی از عمیقترین احساسات عاشقانه و دردناک است.