شمارهٔ ۲۶۰ حزین لاهیجی
حزین لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آزادی ما از غم کونین کران داشت
مستی ز سبکباری ما رطل گران داشت
رسوای ازل در غم عشق تو چو صبحم
این چاک به صد بخیه نیاریم، نهان داشت
در پرده به تیر نگهم خستی و پیداست
هر پارهٔ این دل، ز خدنگ تو نشان داشت
زاهد تو چه دانی؟ ز حریفان مغان پرس
فیضی که شب جمعه و روز رمضان داشت
زین گوشه زندان به چه تدبیر برآییم؟
دل شد به دیار خود و ما را به ضمان داشت
از جام جم، افسانه مسنجید که ما را
هرکاسه که غم داد، شرابی به از آن داشت
افسرده حزین ، از چه کشی پای به دامن
در راه خرابات چه دیدی که زیان داشت؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس آزادی و رهایی از غم و اندوه میپردازد. شاعر از سبکی و خوشحالی خود حرف میزند و عشق را به عنوان منبع این شادی میداند. او خود را در معرض عشق توصیف میکند و از درد و رنجی که به خاطر عشق احساس میکند، سخن میگوید. در ادامه، شاعر به مقایسه لحظههای معنوی مثل شب جمعه و روز رمضان با لحظات معمولی میپردازد و اشاره میکند که حتی در تنهایی و زندان نیز دل او به یاد سرزمینش آزاد است. در انتها، شاعر به تأمل در هوس و غم میپردازد و از تجربههای تلخ و شیرین خود در زندگی میگوید.